«دارالمجانین» اثری است که با جسارتی تمثیلی، مکانیسمهایِ درونیِ نظامهایِ توتالیتر را کالبدشکافی میکند. مسئلهی مرکزیِ اثر، بررسیِ چگونگیِ تبدیلِ آرمانهایِ انقلابی به ابزارهایِ سرکوب است؛ جایی که حاکمان با جایگزینیِ مفاهیم (تبدیل «مجنون» به «مردم»)، زندانیِ ذهنی برایِ تودهها بنا میکنند. نویسنده با واسازیِ آرکتایپِ «تِسلاپام» (دارویِ تخدیر)، نشان میدهد که امنیتِ برآمده از ترس، چگونه به «نظمِ سیاه» مشروعیت میبخشد. «دارالمجانین» تحلیلِ دقیقِ «سیاستِ تخدیر» است؛ جایی که حاکمیت با ابداعِ «دشمنِ فرضی» و ترویجِ «کیشِ شخصیتِ» رهبرانِ اسطورهای، قدرتِ تفکر را از تودهها سلب کرده است.
ساختارِ پنجگانهیِ اثر، سیری است از توصیفِ زندانِ بیمنظره تا فروپاشیِ درونیِ نظامِ فاسد. شهسواری با بهرهگیری از نمادهایِ «مِستین» (آگاهیِ ممنوعه) و «حفرهها» (ارتباط با حقیقت)، تضادِ بنیادین میانِ «امنیتِ کاذبِ توتالیتر» و «آزادیِ خطرناکِ آگاهانه» را به تصویر میکشد. کتاب، مانیفستی است برایِ «بیداری در انفرادی»؛ فراخوانی برایِ کسانی که آمادهاند با امتناع از مصرفِ تخدیرِ رسانهای و مذهبی، قدرتِ تخیلِ خود را بازپس گرفته و دروازههایِ زندانهایِ ذهنی را در هم بشکنند.
در راستایِ دکترینِ «جانگرایی» و نشرِ سبز، «دارالمجانین» کاملاً به صورتِ دیجیتال و متنباز عرضه شده است. نویسنده با نفیِ کاملِ چاپِ کاغذی و تأکید بر «قانونِ رهایی»، این اثر را به ابزاری برایِ پاسداری از تمامیِ جانداران و حفظِ زیستبوم بدل کرده است. «دارالمجانین» دعوتی است برایِ آنان که میخواهند از «کما»یِ فکریِ تحمیلی خارج شده و با گسستن از چرخهیِ «دروغهایِ مقدس»، جهانی بنا کنند که در آن انسان نه با دارو و ترس، بلکه با ارادهیِ آزاد و برابریِ «جانها» تعریف شود.